۳۰ آبان ۱۳۸۸
نقد عکس 6

 

mostafa_aryan.jpg
عکس: مصطفی آریان

 

عکس مصطفی آریان به دو لحاظ قابل بررسی است؛ نخست به دلیل داشتن ریشه‌ی عاطفی و بیدار کردن حسی آشنا از دوران کودکی ، و دوم به دلیل پرداختن به گوشه‌ای از اجتماع پیرامون با نگاهی متفاوت.
درباره‌ی نخستین ویژگی عکس باید گفت: عکاس از حسی قدیمی و لذت‌بخش و البته آشنا برای همه‌ی کسانی که بزرگسالی را تجربه می‌کنند، استفاده کرده و در تلاش است تا حس نوستالژی را بیدار کند و یادآور دورانی باشد که سال‌ها از آن دور شده‌ایم. به‌‌واقع این عکس برای مخاطب، حکم آیینه‌ای را دارد که در آن هم می‌شود در گذشته‌ها تعمق کرد و هم می‌توان خاطراتی لذت‌بخش را مرور کرد.
شاید بگوییم که کودکان در عکس‌ها موضوعاتی همیشگی (و البته تکراری) شده‌اند؛ اما باید این نکته را مورد توجه قرار داد که کودکی و پیری هر دو به دلیل داشتن ویژگی‌های خاص این دوران، همواره دوربین‌ها را به سوی خود نشانه برده‌اند، دنیایی که توسط این دو گروه خلق می‌شود همیشه منحصر به فرد و جذاب است و معمولا مخاطبان ارتباط خوبی را با این  دو موضوع برقرار می‌کنند. علاوه بر این، اگرچه کاراکتر این عکس شاید زیاد دیده شده باشد، اما عکاس تنها قصد نشان دادن دو کودک و بازی‌ آن‌ها را ندارد، بلکه به وسیله‌ی کودکان تلنگری می‌زند بر بزرگسالان غایب در عکس.
در مورد این عکس باید این را نیز اضافه کرد که: اگرچه عکس احساس لذت از دوران کودکی را در مخاطب ایجاد می‌کند، اما مصطفی آریان در عکس‌هایش می‌خواهد  احساسی مرموز را بیافریند که برای انسان معاصر آشناست و البته همیشه این حس در عکس‌های او بی جواب می‌ماند و مخاطب را در سوالاتی زیادی فرو می‌برد و بعد او را به حال خود رها می‌کند.
کادر افقی برای نشان دادن وسعت محیطی که کودکان در آن به بازی مشغولند، به‌درستی انتخاب شده است.
وسعت این کادر قصد دارد تا بگوید که این دو کودک در خیابانی که ما اتمسفر جغرافیایی آن را نمی‌دانیم ، رها شده‌اند و سایه‌ی محافظت بزرگسالان در عکس مشهود نیست. فراخی زمین نوعی احساس بی‌مکانی و تعلیق را برای مخاطب ایجاد می‌کند که این به ابهام عکس می‌افزاید.
انتخاب زاویه‌ی عمود بر صحنه برای عکس نیز، در خدمت بیان مقصود عکاس است؛ دنیایی را نشان می‌دهد که گویی عکاس را راهی به آن نیست، هم‌چنین به دلیل ویژگی ذاتی این زاویه دید، جذابیت در عکس ایجاد می‌‌شود، و در نهایت در این زاویه، گو این‌که خالقی دنیای مخلوق را می‌نگرد. هم‌چنین انتخاب این زاویه را در عکس، شاید بتوان  در دلایل روانی عکاس جستجو کرد؛ دور شدن از دوران کودکی شاید عاملی باشد که عکاس ترجیح می‌دهد با انتخاب زاویه بالا این دوری را نشان دهد و بگوید که دیگر از جنس این بازی‌ها و سرگرمی‌ها نیست و باید تنها از دور نظاره‌گر باشد. به‌طور کل عکاس بر " کلیت دید "
 ( totality of vision ) تکیه می‌کند.
همین‌طور دوری گزیدن از موضوع، اجازه می‌دهد این دو کودک به دنیای خویش مشغول باشند، بی‌آنکه حضور یک غریبه آن‌ها را از حال و هوای خویش دور کند.
قرار گرفتن دو کودک در امتداد یک خط فرضی، چشم را مدام بر روی خطی حرکت می‌دهد و باعث می‌شود دو کودک هم‌پای هم دیده شوند و ارزشی هم‌سان یابند. حضور شاخه و برگ‌های درخت که از سمت چپ قاب به داخل هجوم آورده اند، به عنوان نشانه‌ای است برای نشان دادن جریان زندگی در عکس، که با ترکیب‌بندی خوب عکاس در پویایی و هم‌چنین ایجاد یک بافت بصری زیبا نقش دارد.
هم‌چنین خطوط بازی " لی‌لی " قوی‌ترین شناسه‌ی بصری برای عکس است. چرا که به‌‌واسطه‌ی خطوط این بازی به دوران کودکی‌مان بازمی‌گردیم و به خاطر همین خطوط است که این دو کودک در کنار هم جمع شده‌اند. نقش فرعی‌تر این خطوط، یک بازی بصری جذاب برای مخاطب است که عکس را نیز تنوع می‌بخشد.
برای توسعه‌ی تاثیرات پویا، عکاس تعمدا کودک بالای عکس را با استفاده از سرعت پایین شاتر از وضوح خارج می‌سازد. این کار برای نشان دادن شتاب کودک در بازی است و هم، بخشی از معنا در عکس را می‌سازد. ثبت این کودک به شکل کشیده و محو او را غرق در بازی نشان می‌دهد و بی‌تفاوت نسبت به کودکی که در نزدیکی او در حال گریستن است و احتمالا همبازی اوست.
حالا می‌دانیم که حذف رنگ‌ها این‌جا چه‌قدر کار‌آمد است: برای نشان دادن زندگی خنثی آدم‌ها.
به‌طور کل سرگشتگی و بی‌پناهی تمام معنای این عکس است؛ نشان از سردی روابط انسان‌های معاصر دارد که هر یک به دنیای خویش مشغول‌اند؛ بزرگسال‌ها یا پدر و مادرهایی که در عکس غایبند و غافل از کودکانشان به دنیای خود می‌پردازند و هم‌چنین  غفلت دو کودک از حضور یکدیگر. این بی‌توجهی را عکاس به وسیله‌ی گریه‌ی بی‌پاسخ کودک نشان می‌دهد و می‌توان گفت گریه‌ی کودک، لحظه‌ای است که مقصود عکاس را کامل می‌‌کند.
و در نهایت این‌که عکس مصطفی آریان عکسی است از زندگی مردم امروز و روابط جاری بین‌شان. این عکس ساده، صریح و بی‌واسطه عصر یخچالی امروز  را نشان می‌دهد که تمام انسان‌ها را در چنگال خود گرفته است و گویی هیچ‌کس را گریزی از آن نیست، حتی کودکان نیز اسیر می‌شوند در این قدرت پوشالی ناتمام!



saman [ ۰۵ تير ۱۳۸۹ ]

merc


سپهر خلیلی [ ۱۲ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام : احساس میکنم باید به شما و دوستان دیگر که در زمینه نقد و تحلیل و برسی مفهومی عکاسی کار میکنند در ارتباط باشم. به بلاگ من سر بزنید لطفا و برایم بگید با کدام بخش مخالف هستید.تا صحبت کنیم .و در ارتباط باشیم. ممنونم


سپهر [ ۰۸ آذر ۱۳۸۸ ]

متاسفم که مثل سابق نمی تونم سر بزنم و نقداتو بخونم اما ازت به خاطر فضایه جالب و آشنایی فرد بی هنری مثل من با دنیایه عکاسی ممنونم از این عکس هم لذت بردم شاد و پیروز و سلامت باشی


سلیمان گلی [ ۰۵ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام.همچون گذشته از خواندن نقدهای زیبایتان لذت میبرم.همچنان پرتلاش ادامه دهید.پیروز باشید./ پاسخ: سپاسگزارم آقای گلی برای توجهتان... خوش باشید و پاینده...


سرگردان [ ۰۴ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام نقد عمیق و خوبی بود. منتها چرا تلخ هم بود ؟ گریه کودک - اگر واقعا گریه باشه چون خیلی مشخص نیست - می تونه بخاطر همون بازی کودکانه باشه ... انصافا این جمله دست کمی از هلاهل نداره : حتی کودکان نیز اسیر می‌شوند در این قدرت پوشالی ناتمام!


مهدی رضوی [ ۰۱ آذر ۱۳۸۸ ]

خوشحالم از تداوم موجود در نگارش این نقدها.... پاینده باشید.


ساسان فهیمی [ ۰۱ آذر ۱۳۸۸ ]

مرسی از نقد مفیدتان


سیدمجتبی خاتمی [ ۰۱ آذر ۱۳۸۸ ]

سلام خانم طباطبایی! ممنون بابت نوشتن هایتان. خداقوت./ پاسخ: ممنون جناب خاتمی...


امید سریری [ ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ]

ممنون ، خسته نباشید ./ پاسخ: سپاس جناب سریری...


علی سه تاری [ ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ]

سلام عکس جالبی بود ولی یه کم دوران شاد کودکی رو با خاکستری، سیاه و سفید نشون دادن شاید جالب نباشه، نظر شخصی من اینه که این دوران رنگی ترین دوران زندگی انسانه. درضمن دقت کردی که چقدر به عکسهای سیاه و سفید علاقه داری! موفق باشی./ پاسخ: نظر تو درسته! اما این عکاس فقط نمی‌خواهد شادی را تصویر کند. و در متن هم اشاره کردم که هدفی دیگری از عکاسی کودکان دارد. در ضمن کاملا موافقم با نظرت در مورد علاقه‌ام به عکس‌های سیاه و سفید.


سعید [ ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ]

خسته نباشید نقدهای زیبای شما را میخوانم و لذت میبرم , در عین حالی که جزییات را به خوبی میبینید و تفسیر میکند ولی کلیات عکس را هم فراموش نمیکنید موفق باشید/ پاسخ: ممنون دوست‌‌ عزیز. خرسند می‌کنید مرا، با توجهتان...


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.