۲۶ مهر ۱۳۹۱
ماجراجویی جولی و بلیندا و معنای رویایشان

عکس‌های پیش رو، یک داستان، یا بهتر بگوییم قسمتی از داستان دو دخترعمو به نام‌های جولی و بلیندا است.
در سال 1999، زمانی که این دو 10 و 9 ساله بودند و در ایالتی در حومه‌ی بوینس آیرس زندگی می کردند، با عکاسی به نام الساندار سانگویینی ملاقات کردند.
الساندرا که جذب این دو دختر و محبت آشکار این دو علی رغم تفاوت های ظاهری شان شده بود، عکس هایی گرفت تا دنیای غنی، اما شکننده و رهای این دو را به تصویر بکشد.
برای به تصویر کشیدن رابطه ی جولی و بلیندا، نیاز به یک تعامل صمیمی، جذاب و محصور کننده بود.
الساندرا، دخترعموها را در طول 5 سال زیر نظر دارد: در دوران قبل از نوجوانی تا بلوغ... همانطور که بازی می کنند، به رویا فرو می روند و خود را از چنگال کودکی رها می کنند.
این مجموعه نیز، هم‌چون مجموعه‌ی مورد تقدیر او به نام «در روز  ششم»، یک مستند ساده اما ژرف است.
شاید با دیدن عکس‌های این مجموعه، احساس شود که با یک مجموعه‌ی کارگردانی شده رو به رو هستیم یا با چند عکس از یک تئاتر. اما واقعیت این است که همه‌ی عکس‌ها کاملا مستند هستند و بدون هیچ گونه دخالت از سمت عکاس گرفته شده‌اند. در واقع دو دختر، عکاس را جزیی از جمع خصوصی و دو نفره‌ی خود احساس می‌کنند، تا آن‌جا که در بسیاری از موارد حتی دیگر حضور او را احساس نمی‌کنند و در جلوی او به بازی‌های خود می‌پردازند، رویاهایشان را به صحنه‌ی کوچک اتاق خود می‌آورند، از آینده‌ی ناشناخته رو به رویشان حرف می‌زنند و به کودکانه‌ترین شکل ممکن در قالب‌های آتی‌شان فرو می‌روند.


1_1


2_2


3_2


5_4


6_2


7_2


4_3


mahdi [ ۱۰ تير ۱۳۹۲ ]

thanks for sharing


sara [ ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ ]

سلام،کارای خوب وجدیدی بودن ،استفاده کردیم


عزت قربانی [ ۰۶ خرداد ۱۳۹۲ ]

صیادان صبحدم تورها را دردریا گستراندند. آن شب دریا طوفانی شد. دریا همه ی تورها را صید کرد. (عزت)


مهرداد [ ۰۲ اسفند ۱۳۹۱ ]

با سلام آیا شما مهدیه بابازاده فرد را میشناسید؟اگر جواب بدید سپاسگذار میشم/ پاسخ: سلام دوست عزیز. خیر، نمی‌شناسم.


داود ایزدپناه [ ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ ]

درود و صد درود . با نقش خاطره آپدیت شدم.


سید صالح شریعتی سوق [ ۰۷ بهمن ۱۳۹۱ ]

سلام خانم خیلی خوب کارکردن لطفا در مورد کارهای من نظر بدبن متشکرم


امین افشار [ ۲۲ دى ۱۳۹۱ ]

درود و دگربار سپاس.
بی صبرانه و مشتاقانه منتظر مطالب بعدی هستم تا بیاموزم از شما...
سایت شما با افتخار به لینک های بنده افزوده شد.
پیوسته پایدار باشید ...


علی باقری و محمد نجفی [ ۱۸ دى ۱۳۹۱ ]

سلام
ما که نیز دوستان خوبی برای هم هستیم وقتی باهم نگاه کردیم انگار خودمان را ورق زدیم
چه زیبا نقش مریم مقدس وبازهم زیبا خودمان را جاری در آب دیدیم . پابه پای دخترک گل را بوئیدیم.در حالی که نزدیک بود خار به چشممان برود.
راستی دلمان برای خودمان تنگ شده بود که با این تصاویر به خود رسیدیم.
دست مریزاد . خدا قوت/ پاسخ: سپاس از حضور شما دو دوست بزرگوار. دوستی‌تان مستدام و روزهایتان شاد. با احترام


سمانه غلامنژاد [ ۰۸ دى ۱۳۹۱ ]

با تشکر از خانم طباطبایی
به دوستان پیشهناد میکنم بقیه عکسها را از سایت شخصی عکاس ببینید_ روند عجیبی دارد.
http://alessandrasanguinetti.com/


علـــ ــــ ـی11 [ ۲۸ آذر ۱۳۹۱ ]

استفاده بردم...


رسول اسفندیاری [ ۲۶ آذر ۱۳۹۱ ]

سلام. مجموعه عکس داستان عالی گرفته اید که هر عکس نگاه را به دنبال دارد. موفق باشید. لطفا به فتو بلاگ بنده سر زده و در مورد عکسهایم نظر بدهید.


رضا عنصرسیار [ ۲۶ آذر ۱۳۹۱ ]

سلام..
نیستید خانم طباطبایی؟
منتظر نوشته هاتون هستم/ پاسخ: سلام آقای عنصر سیار عزیز... همین روزها به روز می‌شوم. ممنون از همراهی شما...


مهدی جهان افروزیان [ ۲۳ آذر ۱۳۹۱ ]

مرسی نازنین


عباس [ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ]

سلام
وبلاگ خیلی قشنگی داری. تونستم یه چیزایی رو در مورد وبلاگ نویسی ازت یاد بگیرم.
منم تازه وبلاگ نویسی رو یاد گرفتم. یه سری هم با من بزن.
ممنون.
http://hakimian.mihanblog.com


admin [ ۱۵ آذر ۱۳۹۱ ]

با سلام
بدینوسیله از جنابعالی دعوت می شود تا در دومین مسابقه عکس عاشورایی شرکت فرمایید
جهت کسب اطلاعات تکمیلی به آدرس سایت جدید " عاشورا پیک " مراجعه فرمایید
www.ashorapic.ir

با تشکر


محمد نجفی [ ۱۱ آذر ۱۳۹۱ ]

سلام. چه ساده وشکوهمند . دوست داشتم من نیز کنارشان در آب دراز میکشیدم. وآب را تمام بدن احساس میکردم . چه رویائی است آرام گرفتن در آب. وچه زیباست داشتن عمو ودختر عمو.
امروز چقدر تنهائییم . اون وقتها برای دوستی وبازی ودعوا همیشه کسی کنارمان بود


لیلا [ ۰۶ آذر ۱۳۹۱ ]

سلام.نمی دونم شما دانشجوی عکاسی هستید یا نه؟می تونین کمک کنین یا نه؟من کارشناسی مدیریت گمرکم اما حدود 7 سال عکاسی میکردم بصورت ازاد-دوست دارم ارشد عکاسی بخونم اما نمی دونم از کجا باید شروع کنم.امکانش هست که ازتون کمک بگیرم؟/ پاسخ: سلام دوست عزیز... فکر می‌کنم بتوانم تا حدود زیادی شما را راهنمایی کنم. چنان‌چه ممکن است در ایمیلی به من یادآوری بفرمایید تا لیست منابع را برای شما ارسال کنم: nazanin_nty@yahoo.com


mohammad [ ۲۴ آبان ۱۳۹۱ ]

دعوتنامه : از شما دعوت می شود برای دیدن عکس هایی از شهر مشهد به این پیج بپیوندید . با لایک کردن این پیج هر روز منتظر دریافت عکس های متنوعی از شهر مشهد باشید :
www.facebook.com/MASHHAD.IRAN
------------------------------------
اگر هم عکس های زیبایی را از سطح شهر یا حومه مشهد گرفته اید که دارای کیفیت و سایز مناسب باشد ...برای ما بفرستید تا با درج نام خودتون بر روی عکس برای چند هزار نفر از اعضای پیج بفرستیم

www.facebook.com/MASHHAD.IRAN


امین افشار [ ۲۳ آبان ۱۳۹۱ ]

چه حسی است کودکی، رها و بی قید، به دور از دغدغه ها و آشوب ها، به دور از فکر این و آن، و عکاس چه زیبا نگاه کرده ... حس سپردن جسم به آب، حس ناب دوست داشتن و شما چه زیبا توصیف کردید این مجموعه سراسر نور را...
مجموعه بسیار زیبایی بود. از حسن انتخابتون سپاس


شهپر آرمات [ ۱۵ آبان ۱۳۹۱ ]

الهی که فدای تو بشم عکاس منتقد هنرمند که اینقد جذذذاب می نویسی .....


رضا عنصرسیار [ ۱۴ آبان ۱۳۹۱ ]

چقدر عکاس نفوذ کرده به اعماق وجود این دو دختر...
چقدر محو شده در مقابل چشمان این دو دختر


ناشناس [ ۱۱ آبان ۱۳۹۱ ]

اسم دختر مهربان رو جولی می ذارم و اسم دختر مغرور رو بلیندا! / (عکس سوم از بالا رو ببینید)
عکس ها پرده از راز این دو دوست بر می دارند؛ بلیندا جولی را عاشقانه دوست دارد زیرا جولی روحش به زیبایی جسم بلینداست...جولی مثل فرشته ها شانه به موهایش می کشد(عکس چهارم)/ جولی با بی ریایی بلیندا و زیباییش را تحسین می کند(عکس سوم) و وقتی گلی را می بوید، در وجودش جز مهربانی و عشق نیست...
اما جولی نیز بلیندا را می خواهد و دوستش دارد؛ زیرا بدن زیبای بلیندا، جولی را در برابر دیگر دختران مصون می کند. بلیندا تنها دختر باربی است که برای جولی ملموس و واقعی و دست یافتنی ست. بلیندا ظریف، اما جولی شکننده است! تفاوت احساس این دو از هم در اینست که جولی بلیندا را ترجیح می دهد. در حالیکه بلیندا جولی را دوست می دارد. تفاوت این دو فرشته در "خوب" بودن و "زیبا" بودن است.
/ پاسخ: چقدر پر از احساسات ناب است کلمات شما... شگفت‌زده می‌شوم وقتی می‌خوانم آن‌چه را که برایم می‌نویسید... سپاس و دو صد سپاس از این‌که بر این دیوار خاکستری، با مداد رنگی می‌نویسید...


نسیم نظامی [ ۰۶ آبان ۱۳۹۱ ]

نازنین عزیزم انتخاب عکس ها و متن همراهشون عالی بود .


مرتضی شهبازی [ ۰۴ آبان ۱۳۹۱ ]

خسته شدیم از بس عکسای تکراری با سوژه های تکراری تر دیدیم بابا!
ممنون، از معرفی این مجموعه با سوژه جالبش و این عکاس کاربلد...
"در روز ششم" که فوق العاده بود!
به نظرم درست میگن این کسایی که میگن : یه هنرمند همونقدر حرف واسه گفتن داره که اثرش میگه...
منظورم اینه که،درسته ایده و فکر و پیامی که قبل از خلق اثر تو ذهن هست مهمه،اما اگه نتونه این رو با اصول و فرم نشون بده در واقع هیچ حرف و پیامی واسه گفتن نداره...


زهرا رسولی [ ۰۳ آبان ۱۳۹۱ ]

lممنون-لذت بردم :)


فائزه [ ۰۱ آبان ۱۳۹۱ ]

دوستش داشتم


علی یزدانی [ ۳۰ مهر ۱۳۹۱ ]

بسیار خوب بود خانم طباطبایی.
فقط این دوربینی که عکس ها رو گرفته چیه؟
یه جورایی هم کار انگار میزانسن داره، یعنی حس میکنم عکس های مصنوعیت داره./ پاسخ: ممنون از حضورتان. عکس‌ها با دوربین قطع متوسط گرفته شده است. قدرت عکس‌ها و دانش عکاس این احساس را ایجاد می‌کند که شاید دخل و تصرفی در عکس‌ها صورت گرفته است، حال آن‌که این‌گونه نیست.


فرزانه فرحبخش [ ۳۰ مهر ۱۳۹۱ ]

ممنون از شیوایی و عمق کلامت.
امید به دیدار شما دارم نازنین عزیز./ پاسخ: مشتاق دیدارتان هستم دوست عزیز...


اسحاق آقایی [ ۳۰ مهر ۱۳۹۱ ]

درود بر شما و قلم شیوایتان


زهرا درویشیان [ ۳۰ مهر ۱۳۹۱ ]

مرا با خود بردند عکس ها ... مثل فروغ در باد


سید جلال الدین برادران حسینی [ ۲۹ مهر ۱۳۹۱ ]

سلام...
بسیار عالی/لذت بردم
ممنون.


شیوا خادمی [ ۲۹ مهر ۱۳۹۱ ]

فوق العاده بودش. مرسی.


آزاده عزیزیان [ ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ]

عالــــــــــــــــــی بود.بسیار لذت بردم .ممنون


شادی آفرین [ ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ]

نازنین عزیزم
پست بی نظیری بود. بسیار لذت بردم از این عکسها. گویی در مواجهه با دنیای آنها بوده ام. لمسشان کرده ام و نشسته ام کنارشان/قلم به دست گرفته ام و خاطرات آنها را نوشته ام. بسیار عالی بود. ممنون از اینهمه.


الهام [ ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ]

عزیز دلم.واقعا قشنگ بود دوستم.از این همه موفقیتت عمیقا خوشحالم دوستم...


امید سریری [ ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ]

درود و سپاس فراوان.


سجاد منتظری [ ۲۷ مهر ۱۳۹۱ ]

حتی بعد از گذشت سیزده سال, صمیمیت هنوز هم گمشده ی ماست که تجسس آن در زندگی دیگران لذت بخش است. ممنون از اینکه انگشتانت را به خاطر دلتنگی ما به غبار این وبلاگ نزدیک کردی.


سعیدگلی [ ۲۷ مهر ۱۳۹۱ ]

سپاس ............


مهرداد [ ۲۶ مهر ۱۳۹۱ ]

لذت بردم نازنین عزیز


زینب عربی [ ۲۶ مهر ۱۳۹۱ ]

سلام نازنین عزیز
این مجموعه تاثیر عمیقی بر انسان می گذارد.
درود بر شما.


عبدالحسین [ ۲۶ مهر ۱۳۹۱ ]

سلام. ممنون از مطلب زیباتون.
تمام عکس ها را که مشاهده می کنی، قصه و روایت عاطفی و کودکانه ای را میبینی. یک زندگی ساده و پر احساس.
مرسی


:
:
:
:
:
اگر تصویر نمایش داده نشده است و یا خوانا نیست، لطفا بر روی آن کلیک کنید تا عبارت جدیدی نمایش داده شود.